تبليغاتX
well come dear

!

کــ ــنـــــارم هــــستی و اما دلــــم تنــگ مــــیشه هر لحظه
خودت میدونــی عـــادت نــیــست فقط دوســت داشتنه محضه
کــ ــنـــــارم هــــستی و بــ ــازم بـــهــــونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر ســــ ـــرده میام دســـتـــاتـــو مــیگــیرم
یه وقت تـــنــها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عـــشـــقم تو فکر بودنه بــــا هم
مـــحاله پــیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم

 
خیلی دوســـتـــت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود آزاری
کــ ــنـــــارم هــــستی و انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست بگم خیلی دوســـتـــت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری................


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در چهارشنبه سوم فروردین 1390 ساعت 14:1 موضوع | لینک ثابت


bayraminiz kutlu ve mutlu olsun...

سال نوهمگی مبارک ...

صمیمانه ترین تبریک ها و خالصانه ترین شادباشها رو تقدیمتون میکنم !

امیدوارم سال 90 سال آرزو هاتون باشه و بهترین هارو بدست بیارین..

 


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در چهارشنبه سوم فروردین 1390 ساعت 13:53 موضوع | لینک ثابت


...سلام...

سلام سلام سلام

یه دنیا سلام

دلم واسه وبم خیلی تنگ شده یود ..... خییییییییلی

خیلی وقت بودکه نیومده بودم . آخرین آپم واسه خرداد ماهه !!!!

آآآآآآآآآی خداااااا چه زود گذشت ! خیلی زود ولی افسوس و صد افسوس  دلم بدجور گرفته الان که دارم اینا رو مینویسم یه ریز دارم گریه میکنم !

واقعآ نمیدونم چرا اینجوری شدم ؟؟ نمیدونم چم شده ؟ نمییییییدونم !

دیگه سال داره تموم میشه ولی اصلآ حال و هوای عید ندارم ! نمیخوام سال تموم بشه ! نمییییییییی خوام ....

نمیدونم چرا همش تو زندگیم شکست می خورم ..... ؟ از خودم بدم میاد بدم میاد

هیچکس منو درک نمیکنه هیچکس منو نمی فهمه !

به خدا دیگه خسته شدم ...

امروز تو مدرسه با دوستام خدافظی کردم دلم میخواست ساعتها گریه کنم ولی همشون بهم میگفتن دیوونه شدی! چرا گریه میکنی؟

ولی دریغ از اینکه درد من یه چیز دیگه بود .... آآآآآِی خدا کجاییییییییییییییییی؟؟؟

مامانمو خیییییییییلی دوست دارم ولی حتی اونم درد منو نمی فهمه !

فقط آرزو میکنم سال جدید سال خوبی باشه نه تنها واسه من بلکه دوست دارم واسه همه سال خوبی باشه

یاد آهنگ داریوش افتادم که خیلی دوسش دارم

 

دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده             اینقدر دورم از توکه دنیا فراموشم شده

 

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده             تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

 

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم          آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

 

در حسرت فردای تو تقویمم رو پر میکنم              هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم

 

همسنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست    اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

 

هرشب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم            آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

 

 

تو رو خدا واسم دعا کنین...

 


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ساعت 13:29 موضوع | لینک ثابت


می خوام بنویسم اما...

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

نمیدونم چه طوری شروع کنم از کجا ؟ از کی؟ از چی؟

ولی میخوام بنویسم دیگه واقعآ مینویسم اما...

ای کاش میفهمیدم چه مرگمه ای کاش

بالاخره سلام

من باز اومدم اما متفاوت تر از همیشه نمیگم بهتر از همیشه ولی یه جورایی متفاوت ترررررر!!!!!

ای کاش بمونم و ای کاش بتونم که بمونم!حیف که نمیشه همه چیزو نوشت حیف!!!!!

بدرود


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت


بهانه ای برای برگشتن!

من همون جزیره بودم

خاکی و صمیمی و گرم

واسه عشقبازی موج ها

قامتم یه بستر نرم

یه عزیزدردونه بودم

پیش ذهن خیس موجا

یه نگین سبز خالص

واسه انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی

توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو

تو وجودم جاگذاشتی

زیررگبار نگاهت

دلم لنگار زیرو رو شد

تا نفس کشیدی انگار

نفسم برید تو سینه

ابرو باد و دریا گفتن:((حس عاشقی همینه))

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت

سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم

چشم به راهت لب دریا

دیگه تو خاک وجودم

نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن

میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم

داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقت مردن

باز سراغت رو میگیره

میرسه روزی که دیگه

قهره دریا بشه خونم

اما تو دریای عشقت

باز یه گوشه ای میمونم!


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ساعت 17:9 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به روح بلند عاشقان

سادگی مرا ببخش که خویش راتو خوانده ام

برای برگشتن تو به انتظار مانده ام

سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام

تو را به انگشتر شعر مثل نگین نشانده ام

به من نخند وگریه کن چراکه جز نیاز تو

هر چه نیاز بودو هست از در خانه رانده ام

اگر به کوتاهی خواب خواب مرا سایه شدی

به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

گلوی فریاد مراسکوت دعوت تو بود

ولی من این سکوت را به قصه هارسانده ام

دوباره از صداقتم دامی برای من نساز

از ابتدا دست تورا در این قمار خوانده ام

گناه از تو بود ومن نیازمند بخششت

چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام

گناهکار هرکه بود کیفر آن مال من است

به جرم آن داغ عطش برلب خود نشانده ام


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت


دعای پاس کردن درس(100% تضمینی)

 دعاي پاس کردن درس: الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو واسه همه بسندین و دیگه تا آخر ترم  درس نخونین مطمئن باش جواب ميگيرين ...شک نکن 

توصیه های بنده ی حقیررو جدی بگیرین!!


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در سه شنبه پانزدهم دی 1388 ساعت 19:5 موضوع | لینک ثابت


شاید آن روز که سهراب نوشت ((تا شقایق هست زندگی باید کرد))

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت      باید اینجور نوشت :

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبار است     لاجرم باید زیست!

 

به نام خدای خوب ومهربون

دوستای ناسم سلام!:می خوام اول از همه از همه ی کسایی که واسه پست قبلیم نظر داده بودن صمیییییییمانه تشکر کنم!

و از همه ی کسایی که لطف میکنن و به وبم میان از اونام تشکر ویژه داشته باشم !

بعضیاتون ازم خیلی گله مند بودین و کلی تو نظر خصوصی حالمو گرفتینااااا.... ولی باور کنین سرم خیلی شلوغه  وقت نمیکنم به همتون سر بزنم ولی سعی خودمو میکنم!

خیییییییلی دوستون دارم .....موفق باشین

یا حق


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در سه شنبه سوم آذر 1388 ساعت 23:3 موضوع | لینک ثابت


درد و دل

به نام خدای خوب و مهربون

سلام دوستای عزیزم

امیدوارم که حال همتون خوب خوب خوب خوب باشه

اومدم اینجا یکم باهاتون دردودل کنم نمیخواستم بیام اینجا و این حرفارو بگم ولی پیش هر کی رفتم یه بهونه ای آوورررد!!!!

بابا به خدا بد جور دلم گرفته لااقل شما ها به حرفام گوش بدین!

همیشه عادت داشتم همه چیزو بنویسم حرفای دلمو و اتفاقاتی که برام می افته و.... ولی از وقتی فهمیدم که بعضیا دارن سواستفاده میکنن دست از نوشتن هم برداشتم اما چون عادت کرده بودم  دیگه مجبور شدم تو کامپیوترم بنویسم اما متآسفانه از این کار هم محروم شدم ......

آخه که چی بشه!!!!خودمم نمیدونم والا نمیدونم!

دلم برای داداشم خیییییییییییییلی تنگ شده ....کاش الان اینجا بود حس میکنم شاید اون بود که منو از ته دلش دوست داشت آخه منم خیییییییییییییلی دوستش داشتم و حالام دارم

از همه بدم میاد نمیدونم چرا فک میکنم اصلآ یه آدم درست و حسابی تو دنیا وجود نداره......

این کجای رفاقته که دوستا سر همو کلاه بزارن آخه واسه ی چی؟به چه قیمتی؟متآسفانه از بابت دوستامم هیچ خیری ندیدم!!

نمیدونم اینا اسم اینو می زارن رقابت!!!واقعآ واسه همشون متآسفم که فک میکنن همه ی عالم و آدم خرن و فقط خودشون عاقلن!!!!

واااااااااااای دارم دیووونه میشم الانم هیچ اصلآ حوصله ندارم

آهنگ وبمو خیلی دوست دام

متنش رو تو ادامه مطلب گذاشتم هر کی خواست میتونه بره بخونه

دوستای خوبم این حرفو هیچ وقت فراموش نکنین----> (سعی کنین ظاهرو باطنتون یکی باشه!)

فعلآ بای تا های


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 1:9 موضوع | لینک ثابت


دوباره ...

دلم گرفته آسمون ، نمي تونم گريه كنم

شكنجه مي شم از خودم ، نمي تونم شکوه كنم

انگاري كوه غصه ها ، رو سينه من اومده

آخ داره باورم ميشه ، خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون ، از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي كسي ، يه عمر كه در به درم

حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم

من واسه آتيش زدن يك كوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون ، يكم من و حوصله كن

نگو كه از این روزگار ، يه خرده كمتر گله كن

من و به بازي مي گيرند ، عقربه هاي ساعتم

برگه تقويم مي كنه ، لحظه به لحظه لعنتم

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

 


 

نوشته شده توسط ××مهرك.ن×× در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت